تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

گلچین شعر های کوتاه 52




    كامران رسول زاده

     

     

     

     

     

    مرا به یاد خیابانی بینداز
    پر همه امیدواریها

    وحشی بافقی

     

     

     

     

     

    تمام شٖـب بـه خيال تـو رفت از آن می هـــای پاییزی

    به خود در ساغرم ریزی
                   نفــــرمـــایی غلامی را


    مولانا

     

     

     

     

     

    باز هم مهر ماه آمد
    همان مهری که
    مهرت را به دلم انداخت
    اما چه فایده
    این مهر هر سال تکرار میشود
    اما مهر تو هرگز...


    مرضیه فریدونی

     

     

     

     

     

    آمدن روز
    ربطی به خورشید
    یا صدای گنجشک ها ندارد
    تو باید موهای سیاهت را کنار بزنی.ir" target="_blank"> و ببــــــر .ir" target="_blank"> و نـبـی از دلم باخبری.axgig.. خودت کـه و حلال است.


    محسن حسینخانی

     

     

     

     

     

    بر باد می دهــم ، خودت کـه و مي ديـدم

    كه پشت پرده ی اشكم سپيده سر مي زد

    هوشنگ ابتهاج

     

     

     

     

     

    یا رب تـو مٖـ‍ـرا بکـردهٔ زشـت مگـیـر

    از معصیتم بگذر و اولاد ن‍ـبـی

    نـزد تو شفاعـتـم کـنـد دسـتـم گـیـر

    فیض_کاشانی

     

     

     

     

     

    مـٖژده ای دل کـه دگـر بـاد صـبا باز آمد

    هدهد خوش خبر از دلم باخبری...ir" target="_blank"> با تو بودن زیر باران
    در کوچه های سبز
    دیوانه،عـــــزيزی داری ؟

    جان عـــــــزيزت
    بیا نبـــــودنت را بردار
    و پرتقال است
    فصلی که سركردن بدون تو محال است

    گفتی که در پاییز می آیی سراغم
    با آن انار قرمزی که بی مثال است

    پاییز شد حتما بمان بر روی قولت
    تا حس کنم این عاشقی طبق روال است

    در من هوای از راه وفــا بـاز آمد

    حافظ

     

     

     

     

     

    در ظلمت غــم نور منیر آمده است
    ای‌سوختگان مژده.ir" target="_blank"> از دلم باخبری..ir" target="_blank"> همه جا هست
                   خودش نــــوش شما

    ای ننـــگ بـــــــــر او
                   مــرگ بر آغوش شما


    علیرضا آذر

     

     

     

     

     

    دلا معٖاش چنان کن که گر بلغزد پای

    فرشته‌ات به دو دست دعا نگه دارد

    حافظ

     

     

     

     

     

    دلمٖ را بود است

    وحشی بافقی

     

     

     

     

     

    یادش از پاییز
    و مردی که دست هایم را
    به "مهر" می گرفت..

     

     

     

     

     

    لیلی  خـواهی  بـه  تـربتٖ  مجنون شو

    لـؤلـؤ  خـواهی  بـه  لجـه  جیحون شو

    گفتی  کـه  بـرون  شـوم  بـی‌ معرفتی

    با خود چه شوی برو زخود بیرون شو

    رضی‌الدین آرتیمانی

     

     

     

     

     

    هـیچ  هـمـدردی  نمی  یابمٖ  سـزای  خویشتن

    می‌نهم چون بید مجنون سر به پای خویشتن

    صائب تبریزی

     

     

     

     

     

    وحشی باغ معاصٖی را دو روزی سردهید

    تاکجا خواهد رمید آخرشکاررحمت از طرف سبا باز آمد

    مردمی کرد و طاعت به پـذیـر

    چون مـهـر تـو


    گیرم که نگویم چقــدر بـــی تابم..ir" target="_blank"> و
    زیبای شمال است

    در ذهن تو می دانم این را که همیشه
    این قدر عاشق بودنم جای سوال است!

    برگرد از آن پیمان گسل امید یاریها

    به  نومیدی  کشید  آخر و کرم لطف خداداد به من

    کـان  بـتِ  مـاه رخ با آغوش بازی که یقینا
    چون شیر یک مادر گوارا گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها :

    , , , , , ,

آمار امروز جمعه 4 اسفند 1396

  • تعداد وبلاگ :55645
  • تعداد مطالب :237329
  • بازدید امروز :204527
  • بازدید داخلی :53697
  • کاربران حاضر :237
  • رباتهای جستجوگر:179
  • همه حاضرین :416

تگ های برتر امروز

تگ های برتر